شيخ ذبيح الله محلاتى

290

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

مىشد اهل شهر و حيوانات ايشان بر سر آب مىرفته‌اند و در آن روز از آن آب مىخوردند و ناقه در آن روز آب نمىخورد پس مدتى بر آن حال ماند بالاخره چنانچه بيان شد ناقه را پى كردند و گوشت او را قسمت نمودند و كودك و بزرگى نماند مگر آنكه از گوشت او خوردند اين وقت صالح بنزد ايشان آمد و آن حال را مشاهده نمود فرمود اى قوم چه باعث شد شما را كه اين كار كرديد و نافرمانى پروردگار خود نموديد پس حق‌تعالى وحى نمود بسوى صالح كه قوم تو طغيان كردند و كشته‌اند ناقه را كه خدا بسوى ايشان فرستاده بود كه حجت او باشد بر ايشان و در بودن ناقه ضررى براى ايشان نبود و از براى ايشان بزرگترين منافع را داشت اكنون بگو به ايشان كه من عذاب خود را بر ايشان مىفرستم تا سه روز پس اگر توبه كردند و برگشته‌اند توبه ايشان را قبول مىكنم و عذاب را از ايشان منع مىنمايم و اگر توبه نكردند و برنگشته‌اند آنها را هلاك مىنمايم حضرت صالح تبليغ رسالت فرمود ( فَقالَ تَمَتَّعُوا فِي دارِكُمْ ثَلاثَةَ أَيَّامٍ ذلِكَ وَعْدٌ غَيْرُ مَكْذُوبٍ ) از اين سخنان طغيان و بغى ايشان زياده شد گفته‌اند اى صالح بياور بسوى ما آنچه ما را وعده مىكردى اگر راست مىگويى صالح فرمود فردا صبح روهاى شما زرد مىشود و روز دوم سرخ خواهد شد و روز سوم صورتهاى شما سياه خواهد بود چون روز اول شد صبح كردند و روهاى ايشان زرد بود با هم‌ديگر گفته‌اند آمد بسوى شما آنچه صالح خبر داد گفته‌اند سخن صالح را نمىشنويم روز دوم صورتهاى آنها سرخ شد و با هم‌ديگر گفته‌اند آمد بسوى شما آنچه صالح خبر داده بود گفته‌اند اگر همه هلاك شويم سخن صالح را نمىشنويم سپس روز سوم صورتهاى آنها سياه شد چون نصف شب شد جبرئيل بنزد ايشان آمد و نعره‌اى بر ايشان زد كه پرده گوشهاى آنها را دريد و دلهاى ايشان را شكافت و جگرهاى ايشان را پاره‌پاره كرد و هيچ صاحب‌نفسى در ميان آنها نبود مگر آنكه هلاك گرديد